شعر باران بهاری

شعر باران بهاری



مهدی

بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

شعر باران بهاری را از این سایت دریافت کنید.

شعر در مورد باران بهاری ؛ و تابستانی از مولانا و حافظ و متن بارانی شاد

شعر در مورد باران بهاری ؛ و تابستانی از مولانا و حافظ و متن بارانی شاد همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر

متن تولد برادرزاده ، دختر و پسر کوچولو عزیزم + متن نوشته زیبا برای برادرزاده

متن تولد برادرزاده متن تولد برادرزاده ، دختر و پسر کوچولو عزیزم + متن نوشته زیبا برای برادرزاده همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …

متن در مورد روزهای سخت زندگی من بگذرید ، مشکلات زندگی و روزهای سخت

متن در مورد روزهای سخت زندگی من بگذرید متن در مورد روزهای سخت زندگی من بگذرید ، مشکلات زندگی و روزهای سخت همگی در سایت …

متن غمگین برای فوت برادر ، شعر غمگین و متن سالگرد فوت برادر شوهر

متن غمگین برای فوت برادر متن غمگین برای فوت برادر ، شعر غمگین و متن سالگرد فوت برادر شوهر همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این …

شعر در مورد باران بهاری

شعر در مورد باران بهاری ؛ و تابستانی از مولانا و حافظ و متن بارانی شاد همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعری در مورد باران بهاری

مثل باران بهاری که نمی گوید کی بی خبر در بزن و سرزده از راه برس

بیشتر بخوانید : متن های بارانی ، متن ادبی زیبا در مورد باران میبارد + متن بارانی عاشقانه غمگین

شعر نو در مورد باران بهاری

باران گفت:

هرگز اشک هایم را ندیدی.

نمی دانست، سویی به چشم نیست … از کودکی گوشهایم را

به ناودانی می چسباندم،

تا صدایش را بشنوم. (کاظم بهمنی)

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد باران و بهار

هوا آفتابی باشد

یا ابری فرقی نمی کند

بی تو … چشم های من همیشه بارانی است …

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه درباره باران بهاری

کاش بارانی ببارد قلب‌ها را تر کند

بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه‌ها

رشته رشته مویرگ‌های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه این باغ را

شاخه‌های خشک و بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

سرزمین سینه‌ها تا ناکجا را تر کند

چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده‌ها

شاید این باران -که می‌بارد- شما را تر کند

( جلیل صفربیگی )

بیشتر بخوانید : شعر در مورد چتر و باران ؛ جمله در مورد چتر بازی و شعر چتر بسته باران

شعر در مورد باران از مولانا

می خواهم نام تو را

روی هر قطره آب بنویسم

و بگذارم که آن قطره روح من را لمس کنم

و در قلب من جذب شود …

من می توانم نام تو را

در هرجا ببینم

در هر رنگ رنگین کمان

در هر ابری در آسمان

خیلی دلم برایت تنگ شده

در این هوای بارانی و عاشقانه

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد باران از شاعران معروف

ناودان‌ها شرشر باران بی‌ صبری ست

آسمان بی ‌حوصله، حجمِ هوا ابری ست

کفش‌هایی منتظر در چارچوب در

کوله‌ باری مختصر لبریز بی صبری ست

پشت شیشه می‌تپد پیشانی یک مرد

در تب دردی که مثل زندگی جبری ست

و سرانگشتی به روی شیشه‌های مات

بار دیگر می‌نویسد: «خانه‌ام ابری ست»

(قیصر امین‌پور)

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد باران بهاری

همیشه خیال می‌کردم تو می‌آیی

و من آمدنت را تماشا می‌کنم

همیشه، باد،

پنجره را به هم کوبید …

و باران ِ تندی گرفت!!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد باران تابستانی ؛ متن در مورد باران تابستانی و شعر درباره باران از فاضل نظری

شعر در مورد باران از حافظ

خبر خیر تو از نقل رفیقان سخت است

حفظ حالات من و طعنه آنان سخت است

لحظه بغض نشد حفظ کنم چشمم را

در دل ابر نگهداری باران، سخت است

کشتی کوچک من هرچه که محکم باشد

جستن از عرصه هول آور طوفان، سخت است

ساده عاشق شده‌ام؛ ساده تر از آن رسوا

شهره شهر شدن با تو چه آسان، سخت است

ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری

بی محلی سر این کوچه، دو چندان، سخت است

زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید

فن تشخیص نم از چهره گریان، سخت است

(کاظم بهمنی)

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر درباره باران از هوشنگ ابتهاج

هیچ ابری باریدن را

اجازه نمی گیرد از آسمان.

دلش که بگیرد به هر گذار و رهگذاری برسد،

می بارد!

من شبیه ابری سرگردانم!

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد باران بهاری

باران نم نم … لحظاتی برای قدم زدن ماست

برای احساس نم باران روی پوست مان، برای قدم زدن در کنار هم

برای خندیدن و صدای پای ما مثل بچه ها در زمین گل آلود …

برای بوسیدن و در آغوش کشیدن یکدیگر زیر شیرینی باران

بیشتر بخوانید : شعر کوتاه درباره باران ؛ شعر دوبیتی درباره باران از شاملو و نیما یوشیج

شعر در مورد باران تابستانی

بیا مثل باران هوایی شویم

پر از لحظه های رهایی شویم

ازاین تیرگی خسته شد قلب ما

بیا عازم روشنایی شویم

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

متن بارانی شاد

باران را دوست دارم که به زندگی ما می بارد

عاشق احساساتی هستم که هر طوفان ایجاد می کند

تو و من برای هر طوفانی که با آن می آید زندگی می کنیم

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : parsizi.ir

شعر نو باران در آغوش بهار

مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان بزرگترین پایگاه ادبی شعر فارسی

صفحه اول جستجو

جستجو شعر

جستجو شعر نتیجه جستجو

نتیجه جستجو برای "باران در آغوش بهار" - تعداد نتایج: 139 - نمایش صفحه 1 از 10 صفحه

یکی لبریز آغوش بهار است

شاعر حسن عباسی

يكی  لبريز آغوش  بهار  است

يكی از شوقِ باران بی‌قرار  است

من و پاييز همزاد هم هستيم

كه شور لحظه‌هامان بی‌شمار است

حسن عباسی ...

آغوش بهار

شاعر معصومه سید صالحی

آغوش بهار

میروم همچون پرستو بیقرار

آشیان سازم در آغوش بهار

سوسن و سُنبُل شود همخانه ام

وام مستی گیرم از بانگ هَزار

سیدصالحی ...

باران ، شُكوه ، كبوتر ، بهار ، عشق

شاعر مهدى خداپرست

باران ، شُكوه ، كبوتر ، بهار ، عشق

بركه ، حضور، پياده ، سوار ، عشق

مادر ، اميد ، آينه ، چين و چروك، حيف

بربط ، رَباب ، دف و نى، سه تار، عشق

گيسو ، نسيم ، شانه ، پريشان ، شميم

هجران، غروب ، غريبى ، قرار ، عشق

شب ، شاپرك ، سكوت ، بيابان ، غرور

مبهوت ، خاطره ، تنها ، نگار ، عشق

پروانه ، شمع ، زمستان ، چراغ ، برف

سرما ، وداع ، گريبان ، ديار ، عشق

معبد ، كُنِشت ، دِير ، كليسا ، وصال

كعبه ، حريم ، طواف ، كردگار، عشق

آدم ، هبوط ، سيب ، جهنّم ، فريب ...

دعای باران

شاعر علی ربیعی ((علی بهار))

دعای باران

شادمان از ریزش یک ریز باران

زیر سقف خیس و نمناک سحرگاهان ابری

می دوم از خانه بیرون

بر لبانم می نشینند قطر ه های نرم باران

چون زمینی خشک و تشنه

با همه دلداگیها قطره هارا می ربایم قطر ه هارا می چشانم آرزو دارم که سگهای شبانه

دیر گاهی را به خواب خستگی هاشان بمانند

یا که آوازی نخوانند

تاکه این باران بخواند

تا که این باران ببارد

علی بهار زمستان 84 ...

آغوش بهار

شاعر نسرین امیدی

به آغوش کشیدن برگ خزانی برای بهار،

گنگ ترین تجربه است!

برف فراموشی پیش دستی کرده!

پیش تر از اینها؛ قصه ی برگها را

زیرتن سپید ش گم کرده!

...

آغوش بهار

شاعر پارسا طباطبایی از عشق به سوی باران وعده های پنهان...

ما در رخ مهتاب عاشقی را دیدیم...

کاش میشد مثل باران پرطراوت باشیم..

افسوس پراز اندوهیم...پراز غصه ی دوران....

اما میشود یک روز دراغوش بهار لبالب از وصل شویم

پس بوسه ای هدیه کن تا شاد شوم ...

باران بهار

شاعر سوگند فرد

آن زمان که هوای دل می گیرد،

وَ تو چون بهاری از راه می رسی...

مسیرِ آمدنت را ، با نگاهم ، آب خواهم داد...!

دیده بهانه نوازشِ قدمهایَت را می گیرد...

دوست دارم ، که بارانِ بهارَت باشم...

بهار تعبیر عاشقانه زیستن است و نوروز بهانه ای برای تبریک دوباره زیستن ...

بهار عمرتان جاوید و نوروزتان مبارک ... ...

بهار بى باران

شاعر سید محمد رضاموسوی

صحبت از مرگ غم انگيـــــز گـل است

مرثيه خوان در عزايـــــش بلبــــل است

صحبت از اعــــراض رخســـار نسيــم

در گذر از سمت وســـوى كـاكـل است

حاصل اين ابــــربى بـــاران به دشــت

مــرگ تدريجـــى نــــاز و سنبـل اسـت

كى ببـــارد ابـــر رحمت بـــــا دعــــــــا

تا طناب مـــا به در گـــاهت شُل اسـت

فصـــل بى باران اگــر باشد بهــــــــار

مـــرگ بلبـــل حــاصــل مرگ گل است

خرمى معنــــاى ناب زنـــــدگـــى است

كــاكــل خشخاش تــــاج ك ...

" آغوش زمین "

شاعر ام البنین دهقان

مدهوش آغوش زمینم و می بینم که هربار

برای هر فرزندش عشق می افشاند

وقتی زمستان می رسد

با روی سپید و سرد او عجین می شود

و سپید تر از جان زمستان

به استقبال برف باران می رود ... بهار که می آید به رنگ بهار سبز می شود

بنفشه را اسیر خاک رشد

و لاله را بیدار می کند

نوبرانه ها دست بوس او

سبزه هم صحبتش می شود

... تابستان که شد او هم گرم می شود

سفره درخت سیب می شود

هندوانه در برش

با نور خورشید هم رفیق می شود

رود و چشمه بوسه بر جانش می زنند

بازی بچ� ...

با نسیم بهار

شاعر فرخ تمیمی

خون فروردین به صحرا جوش زد

شاخه ها بشکفت در دامان باغ .

چشم جانم باز شد با اشتیاق

تا ببیند فصل گلخندان باغ .

چشم جانم باز شد ، هنگامه ایست

عاشقان گل ز افسوون خیال

سوی صحرا می شتابند از نهفت

تارها گردند از بند ملال

شاخه ی گیلاس ، هم رقص نسیم

جلوه ها دارد در آغوش بهار

آن چنان کز جنبش جادوفریب

زنده می دارد به خاطر یاد یار

شد بهار و لطف گلبوس نسیم

غنچه های خفته را بیدار کرد .

دیدن دامان گلپیرای دشت

خون شادی در رگ بیمار کرد ،

سال ها رفته است و با ط ...

خشم جاده

شاعر محمدرضاگل محمدی

درلخظهءتنهایی قلبم

بی قرار تر از اسمان بهارمی ثپید

درنگاه سرخ غروب جاده از فاصله شعله میکشید ماه پنهان بود و

محصور در ابر

از راه رسید خسته ازتکرارشب

کسی در فکرم چیزی دردرونم حسی درنگاهم

مرا به تار شب می اویزد

رهگذران از باران بهاری گریزان

و من از همه رهگذران در اغوش بهار

دلتنگی خویش را میشورم

باران از نگاهم بو ...

مرگ مترسک

شاعر س. الف ساحل يک آسمان دو پرنده سه قفس

جمع اعداد شش راه بي انتها

تفسير هريک از واژه ها

قصه درد بي انتهاست

آسمان سينه را ابر نو بهار

در آغوش بهار دفتري بي خط

انشاي بي انتهاي کودکي در باران

چکمه هاي مرد روستايي

به رنگ آسمان سرخ گشته

پاهاي بي رمق از سوز سرما

نان گندم نان برنج

زنگ انشا زنگ شادي ما

بوي زندگي

از لابلاي دفتر بي خط وبي انتها

جور مريم عطر نرگس

سردي از بوي تند سيگار

در کوچه پس کوچه هاي آبادي پاسباني بايد

تکه هاي گوشت

سهم من يا سهم سگ اس� ...

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : shereno.com

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب