متن مصیبت امام حسین

متن مصیبت امام حسین



مهدی

بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

متن مصیبت امام حسین را از این سایت دریافت کنید.

متن روضه امام حسین

متن روضه شهادت امام حسین,روضه شهادت امام حسین,شهادت امام حسین,امام حسین,متن روضه امام حسین,روضه امام حسین,متن مداحی شهادت امام حسین,مداحی شهادت امام حسین,متن مداحی امام حسین,مداحی امام حسین,متن روضه ش,متن روضه امام حسین,آئین مستان

متن روضه امام حسین

صفحه نخست آرشیو ثپت نام تماس با ما صفحه نخست انجمن نقشه سایت آر اس اس ثپت نام ورود به سایت فراموشی رمز عبور طراح قالب مترجم قالب جایگاه شما ! متن روضه امام حسین

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط

عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 2731 aboozar

متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 4066 aboozar

خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2178 aboozar

متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 2461 aboozar

حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 2394 aboozar

نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 2507 aboozar

کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 2959 aboozar

احادیث درمورد ایام عزاداری 1 2437 aboozar

متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 4854 aboozar

چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 3561 aboozar

حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 3940 aboozar

توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 3023 aboozar

کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 4160 aboozar

دعای پایان ماه صفر 0 3103 aboozar

حمایت قاطع رهبر انقلاب از شعر عید فطر دکتر حاج میثم مطیعی 0 3672 aboozar

پیامک ویژه ماه محرم (یک بیتی و دوبیتی) 3 3272 aboozar

متن و شعر نوحه کودکانه ویژه محرم 12 5091 aboozar

خطبه حضرت عباس (ع) در روز هشتم ذی الحجه بر بام کعبه 0 3976 aboozar

آشنایی با سید مهدی میرداماد 4 9762 amirsajad

شهید خندان 0 4993 aboozar

123456789...1819»

متن سینه زنی زمینه شهادت امام حسین (ع) شام غریبان - درمانده ام چیزی ندارم غیر آهم - محمدرضا طاهری

درمانده ام چیزی ندارم غیر آهم

این قحطیِ اشکِ دو چشمانم گواهم

اصلاً حواسم به تو و تنهاییت نیست

شرمنده آقایِ غریبم رو سیاهم

هنگام معصیت به یاد تو نبودم

تو گریه کردی جایِ من بر اشتباهم

میترسم آخرسر زِ چشمانت بیفتم

بر این گدایت رحم کن ای تکیه گاهم

اصلاً مرا چه به وصال و شکوه از هجر

وقتی که انقدر از شما دور است راهم

با این همه وضع بدم مثل تو آقا

گریان شاه بی کفن هر صبحگاهم

*از اینجا دلتو ببرم سر سفرۀ روضۀ امشب ، اما این روضۀ امشب انقدر زیاده که آدم نمیدونه کجا اصلاٌ میتونه این روضه رو بخونه ..*

جان ها فدای خواهری که ناله میزد

ای کشته افتاده در قتلگاهم

آخر تو را با قتلِ صبر از من گرفتن

حالا ببین بی یاور و پشت و  پناهم

کل حرم غارت شده چشم تو روشن

همراه دخترهات در بند سپاهم

بیش از ستاره زخم و فلک در نظاره بود

دامانِ آسمان زِ غمش پر ستاره بود

لازم نبود آتش سوزان به خیمه ها

دشتی زِ سوزِ سینۀ زینب شراره بود

میخواست تا ببوسد و برگیردش زِ خاک

قرآنِ او ورق ورقُ و پاره پاره بود

یک خیمه نیم سوخته شد جایِ صد اسیر

چیزی که ره نداشت در آن خیمه چاره بود

در زیرِ پایِ اسب دو کودک زِ دست رفت

*یک به یک بچه ها رو شمرد دید دو تا از بچه ها کم هستند .. اومدن تو این بیابون یه وقت دیدن این دو تا بچه دست به گردنِ هم انداختن زیرِ دستُ پای اسب ها جون دادن .. یه بچه رو زینب رو دست گرفت ، یه بچه رو ام کلثوم ..*

در زیرِ پایِ اسب دو کودک زِ دست رفت

چون کودکان پیاده و دشمن سواره بود

آزاد گشت آب ، ولیکن هزار حیف !

شد شیردار مادر و ، بی شیرخواره بود

چشمی برآنچه رفت به غارت،نداشت کس

اما دل رباب ، پی گاهواره بود

یک طفل با فرات  کمی حرف زد ولی

نشنید کس  که حرف زدن با اشاره بود

یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود

در پشت ابر ، چهره ی هر ماهپاره بود

از دست ها مپرس که با گوش ها چه کرد

از مشت ها بپرس که با گوشواره بود

*وقتی امروز ریختن سمت خیمه ها،وقتی خیمه ها رو آتیش زدن،دیدن همه دارن فرار می کنند، آخه زین العابدین فرموده بودن: "علیکنّ بالفرار " دستورِ امامِ همه دارن فرار میکنن،اما دیدن یه خانومی هی میزنه به دلِ آتیش،گفتن: چرا این زن داره میره تو دلِ آتیشا؟گفتن: این خانوم زینبِ...آخه تو این خیمه عزیز برادرش تب داره...

از این بچه هایی که دامنشون آتیش گرفته بود،میگه: دیدم یه دختر بچه دامنش آتیش گرفته،پای برهنه رو خارها داره میدوه،دشمن میگه دلم براش سوخت،گفتم: برم دامنش رو خاموش کنم...همچین که نزدیکش شدم دیدم دستش رو روی سرش گذاشت...گفت: ای مرد! بخدا من بابا ندارم،من یتیم شدم..گفتم کاریت ندارم،اومدم آتیش دامنت رو خاموش کنم...میگه:تا آتیشش رو خاموش کردم...دیدم انگار یه چیزی میخواد بگه روش نمیشه...از چهره اش خوندم گفتم چی میخوای بگو؟گفت: یه مقدار آب داری به من بدی..میگه: رفتم یه مقدار آب آوردم به دستش دادم دیدم نمیخوره...گفتم:مگه آب نمیخواستی،چرا نمی خوری؟گفت: به من بگو راه علقمه از کجاست؟ میخوام برم به عموم بگم:دیگه خجالت نکشه...

بی بی زینب سلام الله علیها اومدن همه رو سرشماری کردن،خیلی کار زینب امشب مشکلِ...همه رو که آروم کرد،دید از یه گوشه یه صدا ناله بلندشد،دید پشت خیمه ها یه صدایِ ناله میاد،اومد دید رباب رو خاکا نشسته...عزیزِ دلم اینجوری گریه نکن،میکُشی زینب رو...

امروز همه اومدن با ابی عبدالله وداع کردن،اما رباب از دور نگاه میکرد،جلو نیومد،حیا کرد...اما تو مجلس یزید وقتی نانجیب با چوب خیزران بر لب و دندان میزد،یه وقت دیدن حضرت رباب دوید سر رو بغل کرد،هی آروم داره نوازش میکنه...وقتی برگشتن خرابه...حضرت زینب سئوال کرد، رباب ندیده بودم هیچ وقت اینقدر بیقرار بشی؟ گفت: خانم معذرت میخوام ازت...دست خودم نبود... آخه اون لحظه‌ی آخر که داشت وداع میکرد خیلی دوست داشتم بیام، دستای حسین رو ببوسم ...باهاش خداحافظی کنم... بی بی جان از شما حیا کردم، دیدم الان داره با چوب خیزان میزنه...

پشت خیمه ها هم گفت: خانم جان! ببخشید دست خودم نیست قربونت برم یه جرعه آب بهم دادن حواسم نبود این آب رو خوردم ،تاحالا وقتی بچم تو بغلم بود، هی ناخن بهم میزد"اگر مادر شیر نداشته باشه به بچه بده... هی بچه ناخن میزنه" هنوز جای ناخناش هست ،یه جرعه آب خوردم حالا شیر دارم، اما علی ندارم.. گفت:*

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : aein-mastan.rzb.ir

متن شعر شهادت امام حسین

فلک گدای عنایات خاص و عامه ی تو سروده شد به روی نیزه ها اقامه ی تو تو بی نهایتی و روی نیزه زلفت گفت که نقطه چین بگذارد در ادامه ی تو

رفتن به محتوای اصلی

يكشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱ /۲ محرم ۱۴۴۴

مسیر

خانه » یادداشت تبلیغی » تاریخی

تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ شماره مطلب: ۱۶۰۴۸ تعداد بازدید: ۲۷۶۶۶ نظرات: ۱

متن شعر شهادت امام حسین

فلک گدای عنایات خاص و عامه ی تو سروده شد به روی نیزه ها اقامه ی تو تو بی نهایتی و روی نیزه زلفت گفت که نقطه چین بگذارد در ادامه ی تو

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| اشعار شهادت امام حسین

اشعار شهادت امام حسین(علیه السلام)

فلک گدای عنایات خاص و عامه ی تو

سروده شد به روی نیزه ها اقامه ی تو

تو بی نهایتی و روی نیزه زلفت گفت

که نقطه چین بگذارد در ادامه ی تو

من الغریب به ما نیز نامه ای بده چون

حبیب ها بکند خلق ؛فیض نامه ی تو

فقط تو امر بفرما چگونه جان بدهیم

شبیه جون تو یا که ابوثمامه ی تو

و یا امر بفرما شبیه ابربهار

همیشه اشک بریزیم بر چکامه ی تو

برای مرثیه خوانی آب بر عطشت

میان روضه ی زهرا برای جامه ی تو

برای روضه ی غصب فدک که زینب خواند

برای غارت انگشتر و عمامه ی تو

شاعر:

حجت الاسلام محسن حنیفی

اشعار شهادت امام حسین(علیه السلام)

ای کاش تو را به دشت غربت نکُشند

لب تشنه پس از بیعت و دعوت نکُشند

لب تشنه اگر کُشند و تنها و غریب

ای کاش تو را به قصد قربت نکُشند...

شاعر: محمد مهدی سیار

اشعار شهادت امام حسین(علیه السلام)

ای سخن از داغ تو مقتل شده

بین سر و تیغ معطّل شده

ای نفست رونق سنگ‌آوران

داعیه‌ی نیزه‌‌به‌جنگ‌آوران

شرحه‌ی تفصیل تو کتمان محض

پیش تو دل دست به دامان محض

از تو قفا روضه‌ی صدر آورد

ظهر دهم لیله‌ی قدر آورد

سینه‌ی سنگین تو سینای صبر

خواسته‌ی توست به دیبای جبر

مرکب زانوی تو لا حول چیست؟

واژه‌ی این مرثیه از قول کیست؟

ای عطش از غالیه‌بندان تو

گریه جنون‌واره‌ی خندان تو

ای نگهت قصّه‌ی سنگ و سبو

یک مژه از خیمه نگردانده رو

ناله‌ای از رشحه‌ی هل من مزید

سوی خیام از نفحاتت وزید

ناله‌ مگو آه مسیحاست این

معجزه را روی کن از آستین

گوش بشر هرچه مُصِر می‌شود

ناله‌ی جانسوز تو سر می‌شود

یک دو نفس شفع شو وتر آفرین

رمزگشایی کن و ستر آفرین

سوره‌ی والفجر سلامٌ علیک

هدیه‌ده زجر سلامٌ علیک

ای هبه‌بخشی که نشد مشت تو

بسته‌ی انگشتر و انگشت تو

آنقدر از خویش فنا بوده‌ای

لم یلد از حیث ثنا بوده‌ای

آنقدر آنگونه که بی‌شائبه

جود تو ناقص نشود با هبه

بیرق و پیراهن و انگشترت

چند هجا از کلمات سرت

آنچه که در کفّه‌ی میزان توست

خلعتی دلق عزیزان توست

بافته از تار وفا پود جان

بر تن این سلسله تا بوده جان

پیرهنی حلّه‌ای از عاطفه

نگسلد از قامت این طائفه

جود تو سرجوش معانی شده

آنچه ندانستم و دانی شده

ای مثل‌آباد خرابات نی

ساغر لاجرعه‌ی بالذّات می

مستی هفتاد و دو تن دست تو

دست و سر و پا و بدن مست تو

در دل گودال تپیدن بگیر

آینه‌‌ای رو به ندیدن بگیر

قابل دیدار خدا نیستیم

آینه بردار که ما کیستیم؟

شاعر: مجید لشکری

اشعار شهادت امام حسین(علیه السلام)

بر فرض از دلیل و از اثبات بگذریم

قرآن تویی چگونه از آیات بگذریم؟

روشن ترین دلیل همین اشک جاری است

گیرم که از متون و عبارات بگذریم

ما را نبود تاب تماشا، عجیب نیست

از صفحه های مقتل اگر مات بگذریم

تفصیل بند بند مصیبت نمیکنیم

انگشترت... ، ز شرح اشارات بگذریم

یک خط برای روضه ی گودال کافی است:

زینب چه دید وقت ملاقات؟ بگذریم

ما تیغ غیرتیم که از هرچه بگذریم

از انتقام خون تو هیهات بگذریم

شاعر: سید محمد مهدی شفیعی

اشعار شهادت امام حسین(علیه السلام)

خاک زمانه بر سر سینه زن حسین

خون مثل چشمه بود روان از تن حسین

لب تشنه ماند و آه که سیراب گشته بود

حتی در آن زمان فرس دشمن حسین

نفرین به پست بودن دنیا و قصرهاش

چون غیر ریگ داغ نشد مسکن حسین

از بس که نیزه ها به تنش گیر داده بود

چون گل ورق ورق شده پیراهن حسین

تا که سرش نشست نوک نی، همان زمان

افتاد خواهرش به روی دامن حسین

خورشید رنگ خون شد و دنیا به خود دگر

یک روز خوش ندید پس از کشتن حسین

شاعر: محمد جواد شیرازی

اشعار شهادت امام حسین(علیه السلام)

در قتلگاه چشم تو سمت خیام بود

دعوا برای غارت رأس امام بود

ای کاش مانده بود لباسی که داشتی

شاید برای مادر تو التیام بود

می گفت شمر بعد علی اصغرش حسین

دیگر توان نداشت و کارش تمام بود

آقا ببخش ،زینب اگر دیر آمده

در قتلگاه دور و برت ازدحام بود

فرمود  تا امام  علیکن  بالفرار

بهر  مخدرات  فرار  التزام  بود

عدل علی به کینه ی این قوم علتی ست

این قوم پست در صدد انتقام بود

رأسی که چوب خورد به دندان وبرلبش

آیه به آیه صوت رسایش پیام بود

گیسوی او به قامت نی ناله می سرود

بر اهلبیت سایه ی او مستدام بود

شاعر: علی اصغر یزدی

اشعار شهادت امام حسین(علیه السلام)

گودال میبرند که قربانی ات کنند

در تیر های حرمله زندانی ات کنند

لب تشنه جان سپردی و این ابرهای تار

حسرت به دل شدند که بارانی ات کنند

صحرای کربلای تو آباد تر شود

محکوم هر چقدر به ویرانی ات کنند

اسلامِ این قبیله یزیدیست , یا حسین

بهتر همانکه شک به مسلمانی ات کنند

باید پس از گرفتن نور نگاه تو

فکری به حال لهجه ی قرآنی ات کنند

در معبد "مسیح" گران میشود سرت

گر "مسلمین" به نیزه ای ارزانی ات کنند

شاعر: حمید رضا محسنات

اشعار شهادت امام حسین(علیه السلام)

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : www.balagh.ir

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب