مولانا جلال الدین بلخی

مولانا جلال الدین بلخی



مهدی

بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

مولانا جلال الدین بلخی را از این سایت دریافت کنید.

مولانا

اسرار و زندگی نامه کامل مولانا (از تولد تا ازدواج، دیدار با شمس تبریز و وفات)+ معرفی آثار مولانا به همراه بهترین اشعار مولوی | صفر تا صد زندگی مولانا را بدانید

مولانا جلال الدین بلخی

تاریخ انتشار : ۸ دی تعداد بازدید : 6585

مولانا اهل کجاست زندگی‌نامه لقب‌ها مولانا و شمس آثار آرامگاه اشعار

کمتر کسی است که از شنیدن اشعار زیبای مولانا جلال الدین بلخی ملقب به مولوی به وجد نیاید. شاعر بلند آوازه و یکی از بزرگترین ادیبان ایران که با حضور خود قرن 7 هجری را منور‌تر کرد. معرفی مولانای بلخی، نیاز به مدت زمان زیادی دارد و می‌توان از این ادیب بزرگ روز‌ها و ماه‌ها  صحبت کرد. بهترین غزلیات و اشعار عاشقانه، بیوگرافی از تولد تا وفات حضرت مولانا را در این مطلب گرد هم آورده ایم.

@[email protected]#=img=#

مولانا کیست؟

مولانای بلخی شناخته شده با نام مولوی در قرن هفتم هجری قمری و سیزدهم میلادی می‌زیست. او در سال 604 هجری قمری در بلخ به دنیا آمد. وی فرزند بهاءالدین از صوفیان و علمای آن زمان بود که پدرش به علت اختلافی که با سلطان محمد خوارزمی پیدا کرد، مجبور به ترک بلخ و رفتن به قونیه شد.

مولوی شاعری پارسی زبان است، اما در آثار وی می‌توان زبان عربی، همچنین جملاتی محدود به زبان‌های یونانی و ترکی نیز مشاهده کرد. نام کامل مولوی «محمدبن محمدبن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» است و القاب وی با تخلص از شعرهایش در طول سال‌ها بدست آمده است.

مولانا اهل کجاست؟

در گذشته گستردگی مرزهای ایران بسیار زیاد بود و سفر‌های مولانا به نقاط مختلف، موجب شد که مردم زیادی از اندیشه او بهره ببرند. در زمان حیات مولوی، مردم او را خداوندگار نامیده بودند. محل زندگی مولانا جلال الدین بلخی در طی مدت زندگی خود، امروزه شامل بخش‌هایی از کشور‌های تاجیکستان، ایران، افغانستان و ترکیه می‌شود. مردم کشور ترکیه مولوی را فراتر از شاعر می‌دانند و پیروان زیادی در این کشور او را ستایش می‌کنند. «طریقت مولاناه»، طریقت و اندیشه‌ای متفاوت مولانا می‌باشد که توسط «سلطان ولد» فرزند بزرگ مولانا بلخی و «اولو عارف چلبی» نوه وی پایه‌گذاری شده است.

زندگی‌نامه مولانای بلخی

مولانا جلال الدین در 6 ربیع الاول سال 604 هجری قمری که مصادف با پانزدهم ماه مهر 856 هجری شمسی است در بلخ متولد شد. وی بیشتر زمان عمر خود را در قونیه زندگی می‌کرد و در همان شهر نیز به دیار باقی شتافت. مولوی در طول زندگی خود همواره خراسان را به عنوان وطن اصلی خود معرفی می‌کرد.

@[email protected]#=img=#

ملاقات شیخ عطار نیشابوری با مولانا

محمد بن حسین خطیبی که به دلیل شخصیت برجسته وی، او را «بهاءالدین ولد» و «سلطان العلما» می‌خوانند پدر مولانا بود. ایشان در جوانی بلخ را ترک کرده و در سفر به مکه، در شهر نیشابور با «شیخ عطار» ملاقات کردند. در آن زمان جلال الدین مولانا کوچک بود که شیخ عطار نیشابوری نسخه ای از «اسرار نامه» به او هدیه داد. مولانا جلال الدین این کتاب شیخ عطار را در تمامی مدت حیات خود به همراه داشت. در ملاقات شیخ عطار نیشابوری با مولانا، شیخ بسیار جلال الدین را ستایش کرد.

مهاجرت مولانا از بلخ به قونیه

مهمترین علت مهاجرت محمد بن حسین خطیبی (پدر مولوی) و خاندانش از بلخ، فشار های حکومتی و اختلاف با خوارزمشاهیان بود. حمله مغول‌ها به ایران نیز یکی دیگر از دلایل این موضوع است؛ که قتل و غارت مغولان جان ادیبان و علما را تهدید می‌کرد. در آن زمان «علاءالدین کیقباد سلجوقی» در شهر قونیه از بهاء‌الدین دعوت نمود تا به این شهر برود. بعد از سیاحت و گذر از شهرهای فراوان سرانجام مولانای بلخی در 13 سالگی در قونیه ساکن شد.

مولانا پس از مرگ پدرش

مولانا بلخی بعد از وفات پدر، تعلیمات خود را زیر نظر برهان‌الدین محقق ترمذی آغاز نمود. در سال 642 هجری قمری انقلابی در زندگی وی به دلیل ملاقات شمس تبریزی به ‌وجود آمد. بعد از ملاقات مولانا و شمس تبریزی، وی ترک مسند تدریس و فتوا کرد و به تذهیب باطن و مراقبت نفس پرداخت. بعد از وفات بهاءالدین در قونیه، مریدان وی، از مولانا که جوانی 25 ساله بود خواستند، جای پدر خود نشسته و به آموزش مفاهیم و علوم عرفانی بپردازد.

همه کردند رو به فرزندش

که تویی در جمال مانندش

شاه ما زین سپس تو خواهی بود

از تو خواهیم جمله مایه و سود

سفر‌های مولانا

در سن 27 سالگی مولوی اولین سفرش به شام را آغاز نمود. از ترس حمله مغول ها، شهرهای دمشق، حلب و شام، بعد از حمله مغولان، به پناهگاه ادیبان تبدیل شده بودند. مولانا جلال الدین بلخی بعد از شام به حلب سفر کرد و به ادامه تعالیم فلسفه و عرفان پرداخت. اطلاعات زیادی در زمینه مدت اقامت مولوی در این شهرها وجود ندارد؛ اما بطور کلی 7 سال در این شهرها حضور داشت. توصیف های پرشور و عاشقانه مولانا از دمشق و شام نشان دهنده این موضوع می‌باشد که به احتمال زیاد نخستین بار «شمس تبریزی» را در این شهرها ملاقات نموده است.

پس از آن مولانا به قونیه برگشت، جایی که خاندانش در آن ساکن بودند و از بدو ورود به قیصریه،‌ علما و عرفای شهر به استقبالش آمدند. ملاقات‌های شمس و مولانا و تاثیر عمیق شمس تبریزی بر زندگی مولانا در همین دیدارها، در قونیه اتفاق افتاد. در طول حیات مولانا جلال الدین بلخی، وی به فراگیری دانش‌های زیادی پرداخت و بعد از غیبت شمس تبریزی، به معاشرت با بزرگان دیگری مانند «برهان صلاح الدین» و «حسام الدین چلبی» مشغول شد.

ازدواج مولانا

مولوی در سن 18 سالگی، با گوهر خاتون، فرزند خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو پسر با نام‌های سلطان ولد و علاءالدین محمد بود. همسر دوم مولانا خاتون قونوق بود که یک پسر و یک دختر از این همسر خود نیز با نام‌های مظفرالدین امیر عالم و ملک خاتون داشت. همسر دوم مولانا 19 سال بعد از خود وی فوت کرد.

بهترین اتفاق زندگی مولوی

میتوان نقطه عطف و بهترین اتفاق زندگی مولانا را، آشنایی و دلدادگی‌اش با شمس تبریزی دانست. تاثیر شمس در زندگی مولوی چنان زیاد بود، که او را از یک فقیه و عالم دینی، به عاشق دل‌سوخته بدل کرد. مولوی عقاید خشک مذهبی را کنار گذاشت و وارد دنیای دیگری از شناخت خود شد. وی دل به حقایق و گفته‌های شمس بسته و شمس مثل خورشیدی زندگی مولانا را گرم و روشن کرد.

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : lahzeakhar.com

مولوی

مولوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

برای دیگر کاربردها مولوی (ابهام‌زدایی) را ببینید.

«مولانا» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دیگر کاربردها مولانا (ابهام‌زدایی) را ببینید.

جلال‌الدین محمد بلخی

مولانا اثر حسین بهزاد

زادهٔ ۱۵ مهر ۵۸۶ هجری خورشیدی

بلخ یا وخش

درگذشت ۴ دی ۶۵۲ هجری خورشیدی

قونیه

آرامگاه قونیه، ترکیه ۳۷°۵۲′۱۴٫۴۷″ شمالی ۳۲°۳۰′۱۷٫۸۲″ شرقی

محل زندگی ایران،[۱]افغانستان، تاجیکستان، و ترکیه کنونی

پیشه شاعر و صوفی[۱] آثار مثنوی معنوی دیوان شمس فیه ما فیه مکتوبات مجالس سبعه

سبک مثنوی- رباعی- غزل- نثر

عنوان مولانا مولوی خَمُش

دوره خوارزمشاهیان (بلخ: ۱۲۰۷–۱۲۱۲، ۱۲۱۳–۱۲۱۷؛ سمرقند: ۱۲۱۲–۱۲۱۳)

سلجوقیان روم (ملطیه: ۱۲۱۷–۱۲۱۹؛ آق‌شهر: ۱۲۱۹–۱۲۲۲؛ قرامان: ۱۲۲۲–۱۲۲۸؛ قونیه: ۱۲۲۸–۱۲۷۳)

دین اسلام سنی[۲]

مذهب حنفی، ماتریدی[۳]

مکتب تصوف

همسر(ها) گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی

کِرّا خاتون

فرزندان سلطان ولد، دو پسر و یک دختر دیگر

والدین بهاءالدین ولد (پدر)

از سلسله مقالات دربارهٔ

سرگذشت • شب عروس آثار • • • • • دیـگر

بدایع • مضامین • مذهب • سیاست • مآثر (تاریخچهٔ پذیرهٔ آثار • فهرست آثار دربارهٔ مولوی • فهرست یادمان‌ها)

بهاءالدین ولد • سلطان ولد

طریقت مولویه سخن‌ها مولوی نبو

جلال‌الدین محمد بلخی (۶ ربیع‌الاول ۶۰۴ – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری) (۱۵ مهر ۵۸۶ – ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) معروف به مولانا، مولوی و رومی، شاعر پارسی‌گوی ایرانی[۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳] است.[۵][۶][۷][۱۴][۱۵][۱۶] نام کامل وی «محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده‌است.[۱۷]

نفوذ مولوی فراتر از مرزهای ملی و تقسیمات قومی است.[۱۸] ایرانیان، افغان‌ها، تاجیک‌ها، ترک‌ها، یونانیان، دیگر مسلمانان آسیای میانه و مسلمانان جنوب شرق آسیا در مدت هفت قرن گذشته به شدت از میراث معنوی رومی تأثیر گرفته‌اند.[۱۸] اشعار او به‌طور گسترده‌ای به بسیاری از زبان‌های جهان ترجمه شده‌است. ترجمه سروده‌های مولوی که با نام رومی در غرب شناسایی شده به عنوان «محبوب‌ترین» و «پرفروش‌ترین» شاعر در ایالات متحده آمریکا شناخته می‌شود.[۱۹]

بیشتر آثار مولوی به زبان فارسی سروده شده‌است، اما در اشعارش به‌ندرت از ترکی، عربی و کاپادوسیه‌ای یونانی نیز استفاده کرده‌است.[۲۰][۲۱][۲۲] مثنوی معنوی او که در قونیه تصنیف شده‌است یکی از عالی‌ترین اشعار زبان فارسی به‌شمار می‌رود.[۲۳][۲۴] آثار او به‌طور گسترده در سراسر ایرانِ بزرگ خوانده می‌شود[۲۵][۲۶] و ترجمه آثار او در ترکیه، آذربایجان، ایالات متحده، و جنوب آسیا بسیار پرطرفدار و محبوب هستند.[۲۷]

زندگی‌نامه

آغاز زندگی

موزهٔ مولانا در قونیه

جلال‌الدین محمد بلخی در ۶ ربیع‌الاول (برابر با ۱۵ مهرماه) سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ[۲۸] یا وخش[۲۹] زاده شد.[۲۸] پدر او معروف به بهاءالدین ولد و ، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی می‌پیوست. وی در عرفان و سلوک سابقه‌ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می‌دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی؛ پرچم‌داران کلام و جدال با او مخالفت کردند. از جمله فخرالدین رازی که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را علیه او برانگیخت. سلطان‌العلما احتمالاً در سال ۶۱۰ قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچ کرد و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد. روایت شده‌است که در مسیر سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، مولانا را ستود و کتاب اسرارنامه خود را به او هدیه داد. فرانکلین لوئیس این حکایت را رد می‌کند و غیرواقعی می‌داند.[۳۰] وی به قصد حج، به بغداد و سپس مکه و پس از انجام مناسک حج به شام رفت. سپس با دعوت علاءالدین کیقباد سلجوقی به قونیه رهسپار شد و تا اواخر عمر همان‌جا ماندگار شد. مولانا در نوزده سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد. سلطان‌العلما در حدود سال ۶۲۸ قمری جان سپرد و در همان قونیه به خاک سپرده شد. در آن هنگام مولانا جلال‌الدین ۲۴ سال داشت که مریدان از او خواستند که جای پدرش را پر کند.[۳۱]

همه کردند رو به فرزندش که تویی در جمال مانندش

شاه ما زین سپس تو خواهی بود از تو خواهیم جمله مایه و سود

سید برهان‌الدین محقق ترمذی، مرید پاکدل پدر مولانا بود و نخستین کسی بود که مولانا را به وادی طریقت راهنمایی کرد. وی سفر کرد تا با مرشد خود، سلطان‌العلما در قونیه دیدار کند؛ اما وقتی که به قونیه رسید، متوجه شد که او جان باخته‌است. پس نزد مولانا رفت و بدو گفت: «در باطن من علومی است که از پدرت به من رسیده. این معانی را از من بیاموز تا خلف صدق پدر شوی.» مولانا نیز به دستور او به ریاضت نشست و نه سال با او همنشین بود تا اینکه برهان‌الدین رخت بربست.

بود در خدمتش به هم نه سال تا که شد مثل او به قال و به حال

مؤمنه خاتون

مؤمنه خاتون همسر بهاءالدین ولد و مادر جلال‌الدین محمد مولاناست. گور او در قرامان / لارنده کشف شده، بنابراین باید بین سال‌های ۶۲۶–۶۱۹/۱۲۲۹–۱۲۲۲ از دنیا رفته باشد.[۳۲]

در سال‌های بعد از ۶۱۷ قمری یعنی اواسط دهه ۱۲۲۰ میلادی بهاءالدین ولد و خانواده‌اش که جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) نیز در آن بود به آناتولی مرکزی، روم رسیدند. لقب رومی جلال‌الدین از اینجاست. آنان مدتی در لارنده / کرمن کنونی توقف کردند. مردم آن سامان هنوز هم به دیدن مسجد کوچکی که به افتخار او – مؤمنه خاتون – ساخته شده می‌روند.[۳۳]

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب