روضه دوم محرم

روضه دوم محرم



مهدی

بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

روضه دوم محرم را از این سایت دریافت کنید.

متن روضه شب دوم محرم

کاروان امام حسین علیه السلام و یارانش در روز دوم محرم وارد کربلا شدند. در این بخش مجموعه‌ای از متن روضه شب دوم محرم از مراسم عزاداری مداحان اهل بیت گردآوری شده است.

ستاره » ???? مذهبی » مداحی و روضه » روضه » متن روضه شب دوم محرم – ورود کاروان امام حسین به کربلا

متن روضه شب دوم محرم – ورود کاروان امام حسین به کربلا

کاروان امام حسین علیه السلام و یارانش در روز دوم محرم وارد کربلا شدند. در این بخش مجموعه‌ای از متن روضه شب دوم محرم از مراسم عزاداری مداحان اهل بیت گردآوری شده است.

آخرین به روز رسانی: تیر 29, 1401

كاروان‌ امام‌ حسین علیه السلام روز هشتم‌ ذی‌الحجه‌ سال ۶۰ هجری قمری از مکه خارج شد و روز دوم‌ محرم‌ سال ۶۱ به‌ كربلا رسيد. از این رو در شب دوم دهه اول محرم، روضه «ورود کاروان امام حسین علیه السلام به کربلا» را می خوانند. با مجموعه‌ای از متن روضه شب دوم محرم از مداحان اهل بیت با ما همراه باشید.

آنچه در این مطلب خواهید خواند... عدم نمایش

سید مهدی میرداماد حاج میثم مطیعی حاج محمود کریمی سید مجید بنی فاطمه حاج منصور ارضی حاج حسن خلج حاج محمد رضا طاهری

سید مهدی میرداماد

کیست زینب همیشه بی همتا

نور مستور عالم بالا

کیست زینب نفس نفس حیدر

کیست زینب تپش تپش زهرا

کیست زینب حسین پرده نشین

کیست زینب حسن به زیر کسا

زود می گم و رد می شم، حواست و  جمع كن

کیست زینب کسی چه میداند

غیر آن پنج آفتاب هدی

کیست زینب تلاطم عباس

کیست زینب تموّج دریا

کیست زینب فراتر از مریم

روشنی بخش هاجر و حوّا

کیست زینب حجاب جلوه غیب

صبر اعظم ، صلابت عظما

ذوالفقار علی میان نیام

اوج نهج البلاغه ای شیوا

خیالت و راحت كنم،اگه تا صبح هم بگم كیست زینب،باید دوباره همین رو بگم

قلمم بشکند چه می گویم

من و اوصاف زینب کبری؟

من چه گویم که گفت اربابم

حضرت عشق ، التماس دعا

جانم زینب،یه جمله بسه،درخانه اگر كس است،یك حرف بس است،می خوای مقام زینب و بفهمی،امام زمانش بهش گفت،زینب جان فردا ،منو تو نماز شبت دعا كن،داداشت و دعا كن.

السلام ای شکوه نام حسین

دومین فاطمه ، تمامِ حسین

← متن روضه شب دوم محرم →

حالا این زینب فردا تموم غصه های عالم رو دلش می آد،مگه فردا چه خبره؟این زینب فردا یه لحظه ای می رسه،غم های عالم رو روی سینه اش می بینه،كِی؟ اون موقعی كه دیدند،ذوالجناح حركتنمی كنه،عوض شد مركب های ابی عبدالله،روضه مو بخونم و یاعلی،روایت می گه هفت مركب برا حسین علیه السلام عوض كردند،اما باید بمونه،آخه اینجا كربلاست،

همچین كه اون پیرمرد گفت:اینجا كربلاست،دیدن ابی عبدالله یه دست به محاسنش گرفت،یه نگاه به آسمون كرد،انا لله و انا الیه راجعون،اعوذباالله من الكرب و البلا، هاهُنا مسفك دمائنا،هاهُنا مقتل رجالُنا،اینجا كربلاست،همین جا می مونیم،زبون حال بگم برات،این جا می مونیم،اینجا خوبه، آب داره، نزدیك آبیم،آخه ما بچه كوچیك داریم،اینجا خوبه درختاش سایه داره،

چیه؟ مگه من چی میگم؟خوبه،اون تپه رو می بینید،برید خیمه هارو پشت تپه ها بزنید،محفوظ باشه،كسی زن و بچه ام رو نبینه،بچه ها همه دارن بابا رو نگاه می كنن،هزار تا سئوال تو چشماشون نهفته است،مهمونی كه می گفتی همینه،مردم من ازشما سئوال دارم،یكی بلند شه جواب من رو بده،تا حالا مهمونی دعوتت كردن،معلومه كه دعوت شدی،چقدر آمادگی پیدا می كنی،خصوصاً مهمونی كه آدم با زن و بچه دعوت بشه،خودت باشی،هر لباسی شد می پوشی،هرجور باشه آماده می شی،اما زن و بچه بخوای ببری،سخته،زن وبچه ببری،

حساسیت می ره بالاتر،حالا من ازت یه سئوال دارم،خداییش امشب رو این سئوال من فكر كن تا صبح،اگه با زن و بچه بری مهمونی راهت ندن،بهت بگن كی تو رو دعوت كرده،جلو زن و بچه ات چقدر خجالت می كشی؟هی بچه ها بهت می گن بابا چی شد،این همه قول دادی مهمونی می بریمون،بابا چی شد؟

آدم راش ندن می ره یه جای دیگه،راهش رو عوض می كنه،می ره یه جای دیگه،اما وای به اون روزی كه نذارن برگردی،وای به حال اون روزی كه بگن برو وسط بیابون بشین،حق نداری حرف بزنی،صدا زد همین جا خیمه ها رو برپا كنید،خیمه ها رو زدن،اما چه خیمه ای،چه زدنی،

می خوام امشب هزار بار بگم وای از دل زینب می دید دارن خیمه ها رو می زنن داداش این چه خیمه زدنیه،مگه می خوای این خیمه هارو جمع نكنی،یه جوری خیمه می زنی،انگار می خوای بری،قراره من تنها باشم،من چه جوری تنها خیمه هارو جمع كنم،زینب غصه نخوری تنهایی نمی ذارم جمع كنی،میآن كمكت،یه عده نامحرم میآن،نمی ذارن خسته بشی،خودشون خیمه ها رو آتیش می زنن،هیچی از خیمه ها نمی مونه،حسین…

خیمه هارو زدن،بچه هارو جمع كرد،همه دور ابی عبدالله حلقه زدن،یاالله،می گن ابی عبدالله فقط نگاه می كرد،گریه می كرد، دین ما سفارش اكید می كنه،سفر می خوای بری،اول باید همسفرهاتو انتخاب كنی،من می خوام سئوال كنم،همسفر بهتر از عباس؟همسفر بهتر از علی اكبر؟ آدم با این همسفرها هرجای عالم بره غصه نداره؛اما ابی عبدالله فردا هی نگاه می كرد،گریه می كرد،هیچی نمی گفت،

شروع كرد بعد از اون گریه خطبه معروفی رو خوندن،الله اكبر:می بینید به حق عمل نمی شه، می بینید امر به معروف و نهی از منكر نمی شه، شروع كرد حضرت خطبه خوندن،تاریخ می گه اصحاب بلند شُدن،زهیر بلند شد،یااباعبدالله، اگر دنیا بقاء دائم باشه،ببین یار به این می گن،حسین جان نبینم گریه كنی آقا، اگر دنیا بقاء دائم باشه ،ماهم عمر جاویدان داشته باشیم، آقا محال تورو رها كنیم،ما اومدیم تو این سرزمین برات بمیریم، بصیرت رو نگاه كن،نمی گه اومدیم پیروز بشیم، خیلی ها نرفتن كربلا،چون می دونستند،در ظاهر پیروزی با اون لشكره.

گفتند چه كاریه هفتاد نفر بریم به جنگ سی هزار نفر،مگه عقلمون رو از دست دادیم،ولی نمی دونستند توی این لشكر یه نفر هست به نام حسین علیه السلام،نمی دونستند پای اعتقاد و پای ایمانشون باید وایستند،گفت ما اومدیم برات جون بدیم

← متن روضه شب دوم محرم →

بُریر گفت:آقاجان خدا به ما منت گذاشته،توفیق داده برات جهاد كنیم،ان شاءالله می مونیم توفیق بده برات تیكه تیكه بشیم،ما دست از تو برنمی داریم،تو همین حالات بودند یه وقت ابی عبدالله دید از توی خیمه زن ها صدای ضجه می آد،روضه مو دارم می برم به نقطه اوج ،هركی آماده ناله است بسم الله،

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : setare.com

متن روضه شب دوم محرم

متن روضه ورود کاروان به کربلا,متن روضه,ورود کاروان به کربلا,کربلا,متن روضه ورود به کربلا,ورود به کربلا,متن روضه شب دوم محرم,شب دوم محرم,مداحی شب دوم محرم,مداحی ورود کاروان به کربلا,متن روضه همراه با ص,متن روضه شب دوم محرم,آئین مستان

متن روضه شب دوم محرم

صفحه نخست آرشیو ثپت نام تماس با ما صفحه نخست انجمن نقشه سایت آر اس اس ثپت نام ورود به سایت فراموشی رمز عبور طراح قالب مترجم قالب جایگاه شما !

متن روضه شب دوم محرم

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازديد توسط

عسکری صحیح است یا عسگری؟ 0 2730 aboozar

متن مقتل حضرت رقیه (س) 1 4059 aboozar

خطبه زین العابدین (علیه السلام) در کوفه 0 2178 aboozar

متن مقتل امام سجاد (علیه السلام) 3 2461 aboozar

حاج محمدباقر منصوری مداح اهل بیت (ع) درگذشت. 0 2393 aboozar

نیازها و بایدهای هیئت داری در کلام رهبری 10 2507 aboozar

کلاس مداحی حاج میثم مطیعی برای نوجوانان 0 2959 aboozar

احادیث درمورد ایام عزاداری 1 2437 aboozar

متن مقتل معتبر حضرت زهرا (س) 9 4853 aboozar

چرا نام پدر میثم مطیعی در لیست ترور منافقین قرار گرفت؟ 0 3560 aboozar

حاج غلامرضا سازگار:دوست دارم درحال ذکر اباعبدالله الحسین(ع) از دنیا بروم 0 3940 aboozar

توصیه خواندنی امام حسن عسکری (علیه السلام) به شیعیان 0 3020 aboozar

کتاب مقتلی که دکتر میثم مطیعی در حال ترجمه آن است 0 4160 aboozar

دعای پایان ماه صفر 0 3102 aboozar

حمایت قاطع رهبر انقلاب از شعر عید فطر دکتر حاج میثم مطیعی 0 3670 aboozar

پیامک ویژه ماه محرم (یک بیتی و دوبیتی) 3 3271 aboozar

متن و شعر نوحه کودکانه ویژه محرم 12 5090 aboozar

خطبه حضرت عباس (ع) در روز هشتم ذی الحجه بر بام کعبه 0 3974 aboozar

آشنایی با سید مهدی میرداماد 4 9757 amirsajad

شهید خندان 0 4992 aboozar

123456789...1819»

متن روضه ورود کاروان آل الله به کربلا - اگر که عمر زیادم دهد خدایِ حسین - حسین سیب سرخی

السلام علیک یا مظلوم ، یا غریب ، یا وحید ‌، یا اباعبدالله ..

اگر که عمر زیادم دهد خدایِ حسین

هزار سال بسوزم فقط برایِ حسین

حسینی ام! به دو عالم چه کار دارم من!

گذشته ام ز دو عالم به اتکایِ حسین

حسین روح‌ نماز است و پنج‌ نوبت را …

سر نماز می افتم به دست و پای حسین

براش سینه زدم سینه ام حسینیه شد

نوشته روی دلم مجلس عزایِ حسین

همیشه مادر دلخسته ام به من‌ می گفت

مباد خرده بگیری به روضه های حسین

رفیق! کرببلا دعوتی ست! پولی نیست

برات کرببلا چیست؟ یک دعای حسین

نیابتاً ز حسن کربلا برو امسال

ببر سلام حسن را به کربلای حسین

هنوز فاطمه در عرش روضه می خواند

تنور خانه ی خولی نبود جایِ حسین

دیده‌ام بر نینوا افتاد ، دلواپس شدم

بارها از ناقه تا افتاد ، دلواپس شدم

نام این صحرا حسین با قلب زینب آشنا‌ست

بر لبانت کربلا افتاد دلواپس شدم

خاکِ سرخ این بیابان بویِ کوچه می‌دهد

گوئیا مادر زِ پا افتاد دلواپس شدم

من کنارِ تو نباشم زود می‌میرم حسین

تا عمودِ خیمه جا افتاد ، دلواپس شدم

این دلم از کودکی بر گیسویت حساس بود

باد در موی شما افتاد دلواپس شدم

*"عصر روز دهم نانجیب اومد موهای حسینُ کشید ..."

یادش بخیر موی تو را شانه میزدم

افتاده دستِ شمر چرا خاطرات من *

حنجر تو معجرِ من ، هر دو پاره می‌شود؟

حرفِ بین ما دو تا افتاد دلواپس شدم

حنجرت را بازیِ دستان این و آن نکن

چشم من بر نیزه‌ها افتاد ، دلواپس شدم

حرمله زانو زده ، ای وای بیچاره رباب

صحبت شش ماهه تا افتاد دلواپس شدم

دردِ گوشِ پاره کمتر از شکافِ نیزه نیست

دیده‌ام بر بچه‌ها افتاد ، دلواپس شدم

*مثل فردایی کاروان رسید کربلا .. تا رسیدن ابی عبدالله سوال کرد به من بگو پیر مرد نام این وادی چیه؟ گفت آقاجان قاضریه ، نینوا .. همه اسم هارو برد حضرت فرمود نام دیگه ای هم داره این سرزمین؟! عرضه داشت آقا یه زمینی اینجا هست از خیلی قدیما بهش میگن کربلا ...

ای حسین ...

خوش اومدی حسین .. حسین جان آقا مواظب رقیه ات باش .. حسین جان قربون زن و بچه ات برم  ‌..

پناه میبرم از نفس خود به سوی حسین ..

موضوع : اشعار محرم و صفر, شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا همراه سبک, مداحان, حسین سیب سرخی,

متن روضه شب دوم محرم - با این همه گناه زِ کویت نراندی‎ام - سید رضا نریمانی

با این همه گناه زِ کویت نراندی‎ام

امسال هم به ماه محرم رساندی‎ام

"فرمود هر کسی هر جایی بگه حسین حرمشِ .. فلذا الان تو حرمش نشستی میگی حسین ...

محرم کربلا باشه زیر قبه باشه بگه حسین ... بعضی ها یه جوری گریه میکنن انگارآخرین فرصتیه که تو عمرشون بهشون دادن گفتن بگو حسین آخه فرمود نماز میخونی فکر کن آخرین نماز عمرته .. گریه هم که میکنی فکر کن آخرین مهلتیِ که میگی حسین ...

امروز قافله رسیدکربلا .. این بچه تو بغلِ ربابه .. همچین که رسیدن عرضه داشت آقا جان اینجا آب پیدا میشه یا نه .. این بچه اگه تشنه ش بشه بی تابی میکنه .. گفت آری اصلا یه جایی رو انتخاب کردن بین دو نهر آب ...

عباسم برو آب بیار ..."

چون طفل گم شده بغلم کردی ای حسین

پیش خودت نشانده و قدری تکاندی‌ام

منت سرم گذاشتی و از میان عرش

با نام مادر و پدرم باز خواندی‌ام

میخواهی‌ام ‌هنوز وگرنه چو دیگران

با پول و شهرت از حرمت می پراندی‌ام

از کودکی برای شما خیمه می‌زدم

دنبال خویش کوچه به کوچه دواندی‌ام

یک روز بی تو زنده نمی مانم ای حسین

با آب و نان خواهر خود پروراندی‌ام

فلذا اون مرد ثروتمند نوشتند تو مدینه همچین که دید ابی عبدالله این زنگهایِ اشترها رو بست که صدا نکنه آخه شبانه میخوان بی سرو صدا برن .. از تجار مدینه ست ، داشت برمیگشت از تجارتش ؛ برخورد به کاروان ، گفت اقا کجا میری؟ حضرت فرمود دارم از شهر بیرون میزنم هیچی نگفت کجا چرا ، گفت میشه منم همراهت بشم گفت اگر میخوای میتونی بیای .. ثروتش زن و بچش همه رو رها کرد ..

میخواهی ام هنوز وگرنه چو دیگران

با پول و شهرت از حرمت میپراندی ام

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : aein-mastan.rzb.ir

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب