انشای صفحه 96 نگارش نهم

انشای صفحه 96 نگارش نهم



انشای صفحه 96 نگارش نهم را از این سایت دریافت کنید.

انشا صفحه ۹۶ نگارش نهم (درختی که شاخه هایش روی زمین گسترده شده)

رسانه تفریحی سنتر در این مطلب به انشا صفحه ۹۶ نگارش پایه نهم  پرداخته است و در ادامه چند نمونه پاسخ برای شما دانش آموزان عزیز آماده کرده است ….

آموزشپایه نهم , گام به گام , نگارش (نهم)

انشا صفحه ۹۶ نگارش نهم (درختی که شاخه هایش روی زمین گسترده شده)

6 ژوئن 2020 0 3.7(141)

گام به گام انشا صفحه 96 نگارش پایه نهم (درختی که شاخه هایش روی زمین گسترده شده)

انشا صفحه 96 نهم | انشا درباره درختی که پا در هواست، ریشه هایش در ابر فرو رفته و شاخه هایش روی زمین گسترده شده است.

گام به گام انشا صفحه 96 نگارش پایه نهم (درختی که شاخه هایش روی زمین گسترده شده) انشا صفحه 96 نهم | انشا درباره درختی که پا در هواست، ریشه هایش در ابر فرو رفته و شاخه هایش روی زمین گسترده شده است.

انشا صفحه ۹۶ نگارش نهم

رسانه تفریحی سنتر در این مطلب به انشا صفحه ۹۶ نگارش پایه نهم  پرداخته است و در ادامه چند نمونه پاسخ برای شما دانش آموزان عزیز آماده کرده است ….

انشا شماره 1 صفحه 96 نگارش نهم

چقدر شگفت انگیز است داده های خداوند..

قدرت خداوند را بیشتر مشاهده می کنیم.و چقدر هیجان انگیز است.

به درخت رو به رو نگاه میکنم.درخت افتاده بر روی زمین ریشه هایش در ابرها فرو رفته است. ریشه هایش در اسمان در ذکر و ثنای خداوند است. با تمام وجود خداوند را ستایش میکند. و در حال حمد و ثنای اوست.

و هر چه میگذرد بالا و بالاتر میرود.و دست هایش را بیشتر به عرش میبرد. و پیوسته در حال مناجات با معبود است.

برگ هایش را میبینم که چطور فروتن و متواضع در حال سجده اند و نیایش خدای بی همتا را به جا می اورند.

درخت شاخه هایی پر از برگ را در روی زمین گسترانیده و ریشه هایش همچون مار در هم پیچیده است. و در داخل ابر ها فرو رفته ..

ریشه های قطور درخت گویا با یکدیگر مسابقه گذاشته اند تا ببینند کدام یک زودتر به خدا میرسند. با نیروی هر چه تمام تر و با سرعت بی اندازه در شتابند تا به اسمان برسند.

جای ریشه و برگ های درخت عوض شده است.

و ریشه درخت که همیشه در قعر زمین قرار داشته الان در اسمان هاست.

پس از این درخت میتوانیم درس بگیریم همان گونه که این درخت وارونه شده و جای ریشهبا شاخه ان عوض شده دنیا هم اینگونه است.

وقتی پرنده ای زنده است مورچه را میخورد .وقتی میمرد مورچه ها اورا میخورند .زمان و شرایط در هر موقعیتی میتواند تغییر کند یک درت میلیون ها چوب کبریت میسازد. ولی تنها یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون ها جنگل کافیست.

پس اگر روزی قدرتمند بودی و همانند شاخه های درخت در عرش صعود کردی یادت نرود که دنیا در چرخش است .

و خداوند از تو قدرت مند تر……..

و ممکن است روزی در زیر قرار بگیری ..

پس همیشه خوب باش و خوب زندگی کن………………………

انشا شماره 2 صفحه 96 نگارش نهم

ببینم اگر چنین درختی را شاید اول چشمانم را با پشت دست بمالم و بعد تا جایی که می شود پلک هایم را از هم دور کنم تا این درخت عجیب به تمامی در چشمانم جا گیرد.

بعد که افتاد داخل چشمم و طعم خنکش را چشیدم کم کم بهش نزدیک می شدم.

سلامی عرض می کردم خدمت درختی پا در هوا و ریشه در ابر فروبرده. ارادتی آنچنان که نگفتنی.

شاید هیچوقت ازش نمی پرسیدم چه شد که اینگونه شدی و کدام باد بی حواس آمد و تو را از جا کند و چرخاند و سر به پایت کرد.

نگاهش می کردم، با چشمان دلم که ایمان دارم آن لحظه باز می شدند و به تمامی «دیدن» می شدند تا این پدیده زیبا را مشاهده کنند.

قطعا این درخت زمین را سبزتر می کند تا دیگر درختان.

فکر کن ریشه هات در ابر باشد و آب همیشگی، سبز نمی کنی تا ابد حول و حوش ات را؟

می کنی، این درخت داستان ما هم می کند.

تنه اش اما مثل قبل از طوفانش ، همانجاست. آوندی است میان زمین و آسمان.

استعاره ای است از پرواز و انسان در حال پرواز.

صفحه بعد :بازنویسی حکایت صفحه 107 نگارش نهم (شخصی به عیادت مریضی رفت)

3.7 / 5. امتیازات: 141

انشا صفحه ۹۶ نگارش نهم پایه نهم گام به گام نگارش نهم صفحه ۹۶ نگارش پایه نهم نگارش نهم

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع : www.tafrihicenter.ir

انشا درخت صفحه 96 کتاب نگارش پایه نهم

3.9/5 - (72 امتیاز)   انشا درخت صفحه 96 کتاب نگارش نهم   در این مطلب از سایت درس کده برای شما کاربران گرامی تصویر نویسی انشا آزاد درخت صفحه 96 کتاب نگارش پایه نهم را قرار میدهیم . امیدواریم مورد رضایت شما قرار گیرد. قالب های این مجموعه انشا در قالب طنز , قالب […]

خانه » مطالب درسی » انشا درخت صفحه 96 کتاب نگارش پایه نهم

انشا درخت صفحه 96 کتاب نگارش پایه نهم

admin مطالب درسی 0 3.9/5 - (72 امتیاز)

انشا درخت صفحه 96 کتاب نگارش نهم

در این مطلب از سایت درس کده برای شما کاربران گرامی تصویر نویسی انشا آزاد درخت صفحه 96 کتاب نگارش پایه نهم را قرار میدهیم . امیدواریم مورد رضایت شما قرار گیرد.

قالب های این مجموعه انشا در قالب طنز , قالب غیر طنز , قالب نوشتاری , قالب گزارش , قالب ادبی , قالب نامه غیر رسمی , قالب داستانی , قالب خاطره و … میباشد

تصویر نویسی / انشای آزاد :

درختی را با ویژگی های زیر تصور کنید و متنی درباره ی آن بنویسید

۱- پا در هواست

۲- ریشه هایش در ابر فرو رفته است

۳- شاخه هایش روی زمین گسترده شده است

در ادامه مطلب برای شما تصویر نویسی انشای آزاد صفحه 96 نگارش نهم درباره ی درخت را آماده کرده ایم امیدواریم لذت ببرید

متن انشا درخت : ( شماره 1 تصویر نویسی )

چقدر شگفت انگیز است داده های خداوند..

هر اندازه که به آن ها بیشتر توجه کنیم قدرت خداوند را بیشتر مشاهده می کنیم. و چقدر هیجان انگیز است.

به درخت رو به رو نگاه میکنم. درختی افتاده بر روی زمین که ریشه هایش در ابرها فرو رفته است. ریشه هایش در آسمان در ذکر و ثنای خداوند است. با تمام وجود خداوند را ستایش میکند. و در حال حمد و ثنای اوست.

و هر چه میگذرد بالا و بالاتر میرود.و دست هایش را بیشتر به عرش میبرد. و پیوسته در حال مناجات با معبود است.

برگ هایش را میبینم که چطور فروتن و متواضع در حال سجده اند و نیایش خدای بی همتا را به جا می اورند.

درخت شاخه هایی پر از برگ را در روی زمین گسترانیده و ریشه هایش همچون مار در هم پیچیده است. و در داخل ابر ها فرو رفته ..

ریشه های قطور درخت گویا با یکدیگر مسابقه گذاشته اند تا ببینند کدام یک زودتر به خدا میرسند. با نیروی هر چه تمام تر و با سرعت بی اندازه در شتابند تا به اسمان برسند.

جای ریشه و برگ های درخت عوض شده است.

و ریشه درخت که همیشه در قعر زمین قرار داشته الان در آسمان هاست.

پس از این درخت میتوانیم درس بگیریم همان گونه که این درخت وارونه شده و جای ریشه با شاخه آن عوض شده دنیا هم اینگونه است.

وقتی پرنده ای زنده است مورچه را میخورد .وقتی میمرد مورچه ها او را میخورند . زمان و شرایط در هر موقعیتی میتواند تغییر کند یک درخت میلیون ها چوب کبریت میسازد. ولی تنها یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون ها جنگل کافیست.

پس اگر روزی قدرتمند بودی و همانند شاخه های درخت در عرش صعود کردی یادت نرود که دنیا در چرخش است .

و خداوند از تو قدرت مند تر…

و ممکن است روزی در زیر قرار بگیری ..

پس همیشه خوب باش و خوب زندگی کن.

انشا درباره درخت : ( شماره 2 تصویر نویسی )

درختان هم یک نوع موجودات زنده هستند و خوبی های فراوانی دارند مانند تصویه کردن هوا و زیبایی کردن آن منطقه و سایه البته برای بعضی ها هم خوبی نوشتن یاددگاری که این کار بسیار ناپسند است.

من یک درخت تنومند بودم با شاخه ای درشت و برگ های سبز رنگ. من کنار دوستان و همسایگانم به خوبی زندگی میکردیم و در روز ها چند نفری زیر سایه ی ما استراحت میکردند و به ما آب میدادند.تا این که سالها گذشت و من پیر شدم و چند انسان آمدند من را قطع کردند و در ماشین خودگذاشتند و مرا به یک محل بزرگ بردند روی درب ورودی آن محل نوشته بود کارخانه ی چوب بری.من ترسیده بودم اما کمی هم خوشحال ، خوشحالی خود را میدانم برای چه بود… و مرا روی دستگاه چوب بردی انداختند و قطعه قطعه ام کردد و بخشی از قسمت هایم را به کارخانه ی کاغذ سازی و بیشتر قسمت هایم را به کارخانه ی ایی بردند که قسمت های بدن من را به هم با میله ایی آهنی میچسباند.

و من از شدت ترس به خواب رفتم وقتی بیدار شدم دیدم در اتقاقی هستم نگاهی به خودم کردم و لبخندی زدم و گفتم: چه میز خوشگلی شده ام و نگاهی به کنار خود کردم چند ها میز دیگر را دیدم و با آن ها گفت و گو کردم که شما اهل کجایید و …

تا بعد از مدتی مرا به ساختمانی بزرگ بردند کار میز های قدیمی.از آنان پرسیدم که من کجا هستم گفت شما در مدرسه ایید و به داش آموزان خدمت میکنید و سهمی در آینده ی کشور دارید و باید به خودمان افتخار کنیم من خیلی خوشحال شده بودم اما تا این که یکی از آنان گفت باید رنج های زیادی را تحمل کنی که بعد از گذشت روز ها به آن ها عادت میکنید.

از اون پرسیدم چه رنجی؟

او گفت داش آموزانی هستند که دوست دارند روی ما خط بکشد و نقاشی بشکند آیا میتوانی این ها را تحمل کنی؟

من به اون گفتم آری من پیر شده ام و از پس مشکلات زیادی برآمده ام و برای آینده ی کشورام هر سختی را تحمل میکنم.

تا این که مدرسه ها شروع شدند و دانش آموزان میزهای خود را انتخاب کردند.و میز هم خیلی خوشحال و کنجکاو بود زیرا زندگی اش از این به بعد برای دانش آموزانی بود که سرمایه کشور هستند و هر سال با شور و کنجکاوی منتظر دانش آموزان جدید تری میشد.

انشا درباره درخت : ( شماره 3 تصویر نویسی )

باد میان برگ هایش میپیچد و تلی را از جنس شکوفه با خود همراه میکند ، قلقلکش می آید و لبخند میزند . با شوق دستانش را تکان میدهد و با چشمانش شکوفه ها را دنبال میکند . چه صحنه دل انگیزی…!!

به اطرافش نگاه میکند ، تنهای تنها بود ، ناگهان ترس وجودش را فرا میگیرد .

میترسد از اینکه او هم مانند دیگر دوستانش قطع شود . پذیرای پرندگان آواز خوان نباشد ، تکیه گاه چوپان ها نباشد ، تماشاگر بازی کودکان و تفریح خانواده ها نباشد .

شور و هیجانش به یکباره از بین رفت و هر لحظه بر نگرانی او افزوده میشد

خاطرات روزهای غریبانه اش را مرور میکرد . باران میگیرد و پنهان میکند اشک های او را که از سر دلتنگی بر روی گونه اش میریخت . میان غرش آسمان صدای اره برقی را میشنود

در سرنوشتش اینگونه نوشته شده بود ک نباشد… عمری طولانی تر، از خدا خواستار بود اما گلایه هم نمیکرد

صدا که نزدیک تر میشود چشمانش را می بندد و در دل با تمام سال های زندگی اش خدا حافظی میکند

انشا درباره درخت : ( شماره 4 تصویر نویسی )
برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع : darskade.ir

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب