بانو

بانو



مهدی

بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

بانو را از این سایت دریافت کنید.

بانو

معنی بانو - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

بانو

/bAnu/

مترادف بانو: بی بی، بیگم، خانم، علیامخدره، مادام، زن، زوجه، عیال، همسر، خانه دار، کدبانو، شهربانو، ملکهمتضاد بانو: آقا

بستن تبلیغات

فارسی به انگلیسی

dame, grande dame, lady, mistress, doa, seora

مترادف ها

mistress (اسم)

معشوقه، خانم، کدبانو، بانو، دلبر

woman (اسم)

ماده، کلفت، زن، رفیقه، بانو، مؤنث، جنس زن، زنانگی

dame (اسم)

خانم، کدبانو، بانو، مادام، بیبی، مدیره

lady (اسم)

خانم، بانو، مادام، زوجه، رئیسه خانه

madam (اسم) فاحشه، خانم، بانو matron (اسم)

کدبانو، بانو، مدیره، زن خانه دار، سرپرستار، زن شوهردار

ladyship (اسم) بانو، سرکار علیه donna (اسم)

خانم، بانو، عنوان مودبانه بانوان

dona (اسم) خانم، بانو gentlewoman (اسم)

خانم، بانو، زن نجیب، زن باتربیت

goodwife (اسم)

خانم، بانو، کدبانوی خانه

grand dame (اسم) بانو، زن با نفوذ بستن تبلیغات

فرهنگ اسم ها

اسم: بانو (دختر) (فارسی) (تلفظ: bānu) (فارسی: بانو) (انگلیسی: banu) معنی: خانم، ملکه، عنوانی احترام آمیز برای زنان، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد، مانند ماه بانو، گل بانو برچسب ها: اسم، اسم با ب، اسم دختر، اسم فارسی

لغت نامه دهخدا

بانو. ( اِ ) رئیسه. و گمان میکنم از بان بمعنی حارس و حافظ و دارنده و امثال آن است و «واو» علامت شفقت یا تأنیث یا تصغیر است. ( یادداشت مؤلف ). رئیسه. ( یادداشت مؤلف ).زن. برابر آقا. خانم. خاتون. خاتون خانه. ( فرهنگ رشیدی ) ( فرهنگ جهانگیری ص 188 ). ست. خاتون. سیده. ستی. بیگم. خدش. بیکه. حره. آغا. بزرگ خانه. خاتون خانه. ( انجمن آرای ناصری ). کریمه. بی بی. ( برهان قاطع ). ایشی. ( فرهنگ اوبهی ). ربّه. خانم بزرگ. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ). خانم و خاتون که زن محترمه باشد. ( فرهنگ نظام ). ج ، بانوان و بانویان. ( ناظم الاطباء ) :

به هرجای نام تو بانو بود

پدر پیش تختت به زانو بود.

فردوسی.

سر بانوانی و زیبای تخت

فروزنده فره و نام و بخت.

فردوسی.

مهین مهان بانوی گیو بود

که دخت گزین رستم نیو بود.

فردوسی.

تو بانوی شاهی و خورشید گاه

سزد کز تو آیدبدینسان گناه ؟

فردوسی.

که ای افسر بانوان جهان

سرافرازتر دختر اندر مهان.

فردوسی.

ببوسید پیشش زمین پهلوان

بدو گفت کای مهتر بانوان.

فردوسی.

ترا خسرو پدر، بانوت مادر

ندانم درخورت شویی بکشور.

( ویس و رامین ).

تو بانو باش تا او شاه باشد

هم او با تو چو خور با ماه باشد.

( ویس و رامین ).

بسیار مردمان که جهان کرد بینوا

آن بانوا شهان و نکوحال بانوان.

ناصرخسرو.

کنیزک بخندید و آمد دوان

به بانو بگفت ای مه بانوان.

اسدی.

عادت بود که هدیه ٔنوروزی آورید

آزادگان به خدمت بانوی شهریار.

خاقانی.

اقبال صفوةالدین بانوی روزگار

ناساز روزگار مرا سازگار کرد.

خاقانی.

ازین هر هفت کرده هفت دختر

چو طبعت چرخ بانویی ندارد.

خاقانی.

خاقانی است بر در تو زینهاریی

ای بانوان مملکت شرق زینهار.

خاقانی.

دولت بانوان نثار ظفر

بر سر بوالمظفر افشاندست.

خاقانی.

خواست تا بانوی فسانه سرای

آرد آیین بانوانه بجای.

نظامی.

به بانوگفت شیرین کای جهانگیر

برون خواهم شدن فردا به نخجیر.

نظامی.

سزای زور باید نه زر که بانو را

بیشتر بخوانید ... بستن تبلیغات

فرهنگ فارسی

کلمه احترام درباره زنان، خانم، خاتون، بی بی، بانوان، و بانویان جمع

( اسم ) ۱ - خانم خاتون بی بی . ۲ - بنشان. احترام به زن اطلاق شود . ۳ - عروس . ۴- ملکه شهربانو . جمع : بانوان. یا بانوی مشرق . آفتاب .

دهی است از شهرستان مهاباد است

فرهنگ معین

[ په . ] ( اِ. ) خانم .

فرهنگ عمید

عنوانی محترمانه برای زنان، خانم، خاتون، بی بی.

* بانوی بانوان: بانوی بزرگ، ملکه.

* بانوی مشرق: [مجاز] خورشید.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بانو به معنی زن بزرگزاده و ارجمند و عنوانی احترام آمیز در اول یا آخر نام زنان بزرگ است. در کتیبه های ساسانی و ادبیات زردشتی فارسی میانه، در لقب بعضی از ایزد بانوان هند و ایرانی و همراه نام همسران شاهان، امیران و بزرگان دربار دیده می شود.

در ادبیات فارسی، بویژه در منظومه هایی مانند شاهنامه، ویس و رامین و خسرو و شیرین، به معنی زن بزرگ و ملکه کاربرد فراوان دارد. در تداول امروز، مرادف عنوان «خانم» و در زبان نوشتاری و رسمی، خصوصاً، در خطاب به زنان شوهردار آورده می شود.

تاریخچه کاربرد واژه بانو

قدیمترین کاربرد این عنوان، در یکی از الواح تخت جمشید به خط عیلامی به صورت ba-nu-ka- (احتمالاً با تلفّظ بانوکا، ¦ ka ¦ nu ¦ Ba در لوحه شماره ۱۷۰۸) است که ظاهراً عنوان ملکه آتوسا (¦ Hutaosa، هوتس) دختر کورش، همسر داریوش و مادر خشایارشا، بوده است.

در فارسی میانه و پارتی به صورت «بانوگ»، چندین بار در «کتیبه شاپور اول درکعبه زردشت»، در عنوان زنان دربار و به عنوان لقب ناهید ایزد بانوی نگهبان آب؛ در «کتیبه کردیر در کعبه زردشت» در نام آتشکده «اَناهیدْ بانوگ» در «کتیبه نرسی در پایکولی» برای همین ایزد؛ در متون زردشتی فارسی میانه به همین عنوان به صورت «اَرذویسوربانوگ» در لقب سپندارمذ، پنجمین امشاسپند، ایزدبانوی نگهبان زمین، مادر مخلوقات و نماینده بردباری و شکیبایی اهورامزدا به صورت «کَدَگْ بانوگِ وَهِشْت» (کدبانوی بهشت)؛ بر روی دو مُهر از روزگار ساسانیان آمده است.

در ادبیات فارسی در نامهای بازمانده از دوران افسانه ای و تاریخ ایران پیش از اسلام مانند «گُشَسب بانو» (دختر رستم، همسر گیو و مادر بیژن)، «زربانو» (دختر رستم از خاله شاه کیقباد)، «شهربانو ارم» یا «بانو ارم» (دختر گودرز و همسر رستم)، «بانودخت» (مادر خسرو اول)، «شهربانو» (دختر یزدگرد سوم) و «جهانبانو» خواهر او دیده می شود.

← استعمال واژه بانو در دوره ساسانیان

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : abadis.ir

بانو

بانو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

برای دیگر کاربردها بانو (ابهام‌زدایی) را ببینید.

«بانوان» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای روستایی در کردستان بانوان (بانه) را ببینید.

تصویری از اگوستا بانوی گریگوری که وی را به‌عنوان یک بانوی دوران کلاسیک می‌شناسند.

بانو واژه یا لقبی است برای جنس مؤنث که بار معناییِ احترام‌آمیز دارد و معمولاً در فرهنگ عامه به زنان یا دخترانی گفته می‌شود که مورد احترام هستند. در زبان انگلیسی از واژهٔ lady استفاده می‌شود.

معانی واژه[ویرایش]

در فرهنگ دهخدا بانو را برابر با:

رئیسه و گمان می‌کنم از بان به معنی حارس و حافظ و دارنده و امثال آن است و «واو» علامت تحبیب یا شفقت است

لقب زن برابر آقا، خانم، خاتون. خاتون خانه، بیگم

خانم و خاتون که زن محترمه باشد.

نگارخانه[ویرایش]

بانو گودایوا اثر جان کالیر

بانوان جوان روستا اثر گوستاو کوربه

ملاقات با بانوی سابق اثر وینسلو هومر

جستارهای وابسته[ویرایش]

خاتون

منابع[ویرایش]

ویکی‌پدیا انگلیسی فرهنگ دهخدا

رده‌ها: اشرافاصطلاحات استفاده‌شده برای زنانزنان بر پایه طبقات اجتماعیعنوان‌ها (شیوه‌های خطاب)عنوان‌هاعنوان‌های اجتماعی زنانعنوان‌های نجیب‌زادگانعنوان‌های نجیب‌زادگان اهل بریتانیاواژه‌های انگلیسی

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب