نامه برای پدر کوتاه

نامه برای پدر کوتاه



مهدی

بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

نامه برای پدر کوتاه را از این سایت دریافت کنید.

نامه ادبی به پدر

امروز به مناسبت روز پدر نامه ادبی و عاشقانه برای پدرم می نویسم و به او هدیه می دهم .

نامه ادبی به پدر | نامه احساسی خطاب به پدر آسمانی ام (روز پدر مبارک)

28 0

زمان مطالعه: 6 دقیقه

به مناسبت روز پدر نامه ادبی برای پدر را به تمام پدران قهرمان زندگی تقدیم می کنیم با این امید که این هدیه را از فرزندانشان پذیرا باشند .

نامه ادبی عاشقانه برای پدرم

امروز می خواهم برای پدرم نامه ای بنویسم ... یک نامه ادبی ... نامه ای به پدر ... البته نامه من مثل نامه ای به پدر . فرانتس کافکا نیست ... کتاب نامه به پدر اثری است که در آن، فرانتس کافکا، نامه‌ای به پدر خود، هرمان کافکا نوشته است. نامه‌ای که هرگز به مقصد هم نرسید. در این نامه نسبتا طولانی، فرانتس کافکا از موضوعات مختلفی صحبت می‌کند اما موضوع اصلی نامه، پاسخ به سوالی است که پدرش از او پرسیده است. جملات ابتدایی کتاب نامه به پدر چنین است:

پدر بسیار عزیزم،

به تازگی پرسیدی چرا به نظر می‌آید از تو می‌ترسم. هیچ‌وقت نمی‌دانستم چه پاسخی بدهم، کمی به این دلیل که به‌ راستی ترس به‌ خصوصی در من بر می‌انگیزی و شاید باز به دلیل این‌ که این ترس شامل جزئیات بی‌ شماری است که نمی‌ توان همه آن‌ ها را منسجم و به‌ طور شفاهی بیان کرد. اگر اکنون می‌کوشم با نامه پاسخت را بدهم، بازهم پاسخی ناکامل خواهد بود، زیرا حتی هنگام نوشتن، ترس و پیامدهایش رابطه من و تو را مخدوش می‌کند و اهمیت موضوع از حافظه و درک من پا فراتر می‌گذارد.

اما نامه ی من کاملا فرق دارد من هیچگاه از پدرم نترسیدم بلکه عاشقانه دوستش داشتم ولی حیف که هرگز به او نگفتم ... هیچ وقت این دوست داشتن را به زبان نیاوردم و نگفتم که چقدر دوستش داشتم .. آری نامه من حسرت دوستت دارم هایی ست که به پدرم نگفتم ... نامه ام یک نامه ساده به پدر ... یک نامه عاشقانه به پدر ... یک نامه ای که صدها افسوس در آن نهفته ... یک نامه ای که فریاد می زند چرا قدردان زحمات پدر نبودم ...

نامه ای به پدر آسمانی ام

بابای عزیزتر از جانم سلام

امروز قصد دارم به پاس روزهایی که می نوشتم و با سیاه مشق هام تن نحیف و سفید کاغذها را سیاه می کردم برایت نامه ای را انشا کنم و حرفهای تمام این سال ها را که به تو نگفته ام بگویم .

به نام ایزد یکتا

در آغاز باید بگویم کلمه پدر دست و زبانم را می بندد برای نوشتن ، پس ...

به نام خداهای آغازین تمام نامه های دنیا من دلم می خواهد تو را بنویسم ...

و بگویم تو را بیشتر از رستم شاهنامه که شجاع ، دلیر، قوی و مرد بود دوست می دارم و دلم می خواهد مثل سهراب خنجر عشق تو مرا از پای در آورد .

بابای عزیزم سلام گرم من را که از اعماق وجودم بر می خیزد پذیرا باش ...

صاف و ساده و کودکانه برایت بگویم ، از تمام روزهای با تو و بی تو ...

و شرمنده اگر بگویم هنوز روزهای با تو را نفهمیدم .

فکر روزهای بی تو پیشکش ...

از آن روز که خدا خواست تو باغبان باغچه ی کوچکی باشی به نام خانواده تا امروز که هر فرزندت یک خانواده اند چه موهایت خزان پیری گرفته و سپید شده .

البته نه خیلی ...

اما کم کم دارد می گوید که تو داری پای به سن و سالی می گذاری که آن شور جوانی را ندارد و حوصله ات به اندازه آن روزهای ما نیست .

این روزها نوه ها برایت شیرین تر از فرزندان شده اند.

این روزها ، روزهای سلطانی بر قلب نوه است .

اما بگویم تو سلطان ابدی قلب ما هستی .

بابا برایم زیبا تر آن بود که برایت اعتراف کنم .

که تو را در خط به خط تمام انشا ها و موضوعات آن جستجو کردم و در بین تمام موضوعات تکراری این سالها گشتم و تمام علم بهتر است یا ثروت های آن دوران را یکبار دیگر مرور کردم .

@[email protected]#=img=#

شرمنده شدم وقتی فهمیدم ، علم شناخت تو را هنوز نه آموختم و قدر ثروتی چون تو را هنوز ندانستم دلم می گیرد .

دلم می گیرد که گام های نخست آموختن تو بودی و من نفهمیدم سال به سال کتاب های نو و باز از نو نوشتن بابا .... و چه دیر .....

که ، بابا آب داد ها و بابا نان داد های آن زمان درس شناخت تو بود .

و باز ما گول آموختن الفبا را خوردیم و از تو غافل شدیم و دوباره باز کتاب با زبانی دیگر خواست به ما بفهماند گفت:

آن مرد در باران آمد باز نفهمیدیم آن مرد بارانی آن روزها و سالها تویی ،

و مرد نام دیگر توست .

دروغ چرا فکر می کنم خیلی دیر تورا فهمیدم خیلی دیرتر از آنچه که فکرش را بکنی .

چه روزهایی بود روزهای تکاپو برای خرید هدیه ای برای تو روزهای کودکی و اثبات عشق و دوست داشتن تو خرید هدیه ای ناچیز و قیمتی برای دلهای ما .

بابا چه زود هدیه های آن دوران جوک خنده شد و بازار داغ خاطره بازی ها به تمسخر گرفته شد چه زود فکر کردیم بزرگ شدیم .

حالا ساده می خندیم ؟ ......

ساده گریه می کنیم ؟ .......

روز پاس داشت تمام مهربانی هایت تمام خستگی هایت و تمام عمر رفته ات روز ملی جوراب شده به چه می خندیم نمی دانم ؟؟؟

برایت بزرگانه بگویم :

تو منتها علیه یک عشق ، تو سر آغاز زندگی و رگ حیات بخش وجودی من ، تو روح زندگی تو سرچشمه زلال مهربانی تو بخشنده بی منت تو پیر روزهای جوانی و کار تو مرد خستگی ناپذیر سختیها تو شاه کلید طلایی قفل های سخت روزهای گذشته و سالهای پیش رو تو آهنگ لالایی روز های کودکی تو سر آغاز یکی بود یکی نبود های قصه که بودنت قصه غصه را می برد از دل کوچکمان و اگر نبودی غصه تمام قصه ها را به کاممان تلخ می نمود .

هنوز پژواک صدای قدمهای خسته ات در گوشم زمزمه بهترین آهنگ هاست .

تو را با تمام وجود دوست می دارم و دلم برای بهترین جای دنیا که آغوش گرمت است ، دلتنگ شده .

ذکر یک حمد برای تمامی پدر هایی که در دل خاک جاودانند و پدرانی که سایه سبز زندگی هستند .

حتماً بخوانید:

دل نوشته های من برای پدرم بابای نازنینم آسمانی شدنت مبارک

این مطلب چقدر مفید بود ؟

1 2 3 4 5

4.5 از 5 (28 رای)

برچسب‌ها نامه به پدر نامه عاشقانه

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : www.delgarm.com

انشا روز پدر

انشا روز پدر , چند انشا کوتاه و زیبا درباره پدر, انشا کوتاه تشکر از پدر و مادر, جملات تشکر از پدر, متن هایی زیبا برای تشکر از پدر و مادر, موضوع انشا در مورد روز پدر, انشا با موضوع تشکر و قدردانی از پدر, انشا خاص درباره روز پدر, انشا در مورد روز پدر همراه با عکس

انشا روز پدر | چند انشا کوتاه و زیبا درباره پدر

مجموعه : انشا

انشا روز پدر

چندین انشا درباره روز پدر ، اگر قصد دارید یک انشا زیبا درباره پدر و  تشکر از پدر بنویسید ما بشما در این جا با انشاهای کوتاه کمک خواهیم کرد بهترین انشا را بنویسد.

برای تشکر از پدر این انشا زیبا را بنویسد و بهترین نمره انشا را بگیرید.

انشا با موضوع پدر با موضوعات مختلف

پدر یعنی عشق…یعنی محبت بی منت…یعنی تمام هستیم…بهانه زندگیم. برای یک دخترپدریعنی همه ی ی چیز یعنی همه ی ی کس یعنی سایه سر…یعنی همدم وهمراه…یعنی کسی حق نداره به دخترم کمتر از گل بگویید. پدر برای پسر نخستین قهرمان وبرای دختر نخستین عشق است. پدر تنها رفیقی است که میشود بدون شک روی حرفهایش حساب کرد.

پدرقشنگ ترین کلمه توی دنیاست که هیچ مترادفی نمیتوان برایش پیداکرد. یک روزبه من گفتند: «باپدرجمله بساز.» گفتم:«باپدرجمله نمی سازم دنیایم رامی سازم.» پدرم تنها کسی است که باعث می شودبدون شک باور کنم که فرشته هاهم می توانندمردباشند. پدرم من را دوست داشته باش حتی اگر لیاقت دوست داشتنت را نداشته باشم حتی اگر درتنهاییت کنارت نبودم.

توتنهامردی خواهی بودکه دوست داشتنت بدون طمع است وبوسه هایت بوی گل میدهد. باپدرم جدول حل میکردم گفتم:«نوشته دوست.عشق.محبت وسه حرفیه که حرف اولشم «پ» و حرف آخرش هم «ر» است.پدرم گفت: «میشه پدر.» تازه فهمیدم همه ی ی توصیف پدربوده وچقدرهم کلمه زیباوبیانگرسخنان بسیار است.

چقدرجای سوره ای بنام«پدر»خالیست که این گونه آغازشود:

قسم برپینه دستانت که بوی نان می داد

و قسم برچشمان همیشه نگرانت…

قسم بر بغض فروخورده ات که شانه کوه را لرزاند

و قسم برغربتت،وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست.

انشا با موضوع تشکر و قدردانی از پدر

پدر را نمی توان با کلمات توصیف کرد زیرا زبان از وصف مقام پدر ناتوان و قاصر است. پدر نماد صبر و تلاش است، کسی که در لحظات دشوار زندگی همچون کوه کنار فرزندش ایستاده و برای موفق شدن او از آرزوها و رویاهایی که در سر داشته گذشته است. پدر ترکیب زیبایی از عشق و مهر و عطوفت با صبر و تلاش و قدرت است.

او شیر مردی است که همیشه و در هر شرایطی تنها آرزویش دیدن خنده فرزندانش بوده و برای اینکه فرزندش خوب بپوشد و خوب بگردد و هیچ کم و کسری در زندگی حس نکند نیازهای خودش را فراموش کرده و لحظه به لحظه زندگی اش را با فداکاری و از خود گذشتگی سپری نموده است. پدر یعنی عشق به خانواده کاری کند.

صبح ها، زمانی که هوا گرگ و میش است از خانه بیرون بروی و شب ها با نگاهی خسته اما پرفروغ، لبخندی به پهنای صورت و دست هایی که اثر پینه و زخم روی آن میماند به خانه برگردی. خداوند را به خاطر حضور پدر که آرامش بخش و تکیه گاه محکم من است شاکر هستم. کودکی هایم پر است از خاطرات خوشی که پدرم برایم ساخته، خاطراتی که در ذهن و قلبم حک شده.

پدرم قهرمان من است و همیشه هم قهرمان زندگی ام باقی خواهد ماند زیرا او بود که هیچگاه نگذاشت حسرت چیزی در دلم بماند، او بود که با صبوری چیزهای زیادی به من یاد داد، او بود که با وجود خستگی های روزانه و مشغله زیاد همیشه برای من وقت داشت و به حرف هایم با دل و جان گوش داده است. پدرم …. چه بی منت و عاشقانه برای فرزندانت تلاش میکنی، دوستت دارم و دستانت را می بوسم.

من پدرم را خیلی دوست دارم چون او بسیار مهربان است و از زمانی که به دنیا آمدم همیشه به همراه مادرم از من مراقبت کرده و هرچه نیاز داشتم برایم تهیه کرده است. پدرها از صبح خیلی زود تا شب کار میکنند و زحمت می کشند که بتوانند نیازهای فرزندان خود را تامین کنند تا آنها بتوانند درس بخوانند و در آینده فرد موفقی در جامعه شوند.

دست پدر بخاطر کار زیاد زخم میشود و پینه می بندد اما هیچوقت شکایتی نمی‌کند و همیشه با مهربانی و محبت با فرزند خود رفتار میکند. وقتی پدرم من را بغل میکند احساس میکنم از هیچ چیز نمی‌ترسم و میتوانم در کنار پدرم از عهده هرکاری بربیایم. پدر من در طول روز سرکار است و فقط شب ها در خانه است.

اما همان چندساعتی که به خانه می آید با خودش خنده و شادی و بازی می آورد و با اینکه بسیار خسته است در مرور درس و مشق هایم به من کمک می کند. من پدرم را که “بابا” صدایش میکنم خیلی دوست دارم و دعا میکنم همیشه سلامت باشد و سعی میکنم خوب درس بخوانم و موفق شوم تا او همیشه از من راضی باشد و به من افتخار کند.

انشا با موضوعات مختلف درباره روز پدر

پدر خوب و مهربان من، هرگز زحمت هایی که برایم کشیدی را فراموش نمیکنم. بخاطر خواهم داشت روزهایی که خسته از کار روزانه به خانه می آمدی و باز برایم فرصت داشتی و به رویم لبخند می زدی، مرا در آغوش می گرفتي و می پرسیدی روزم چطور بوده و من تمام روز را برایت تعریف میکردم تو صبورانه به آنها گوش می کردی.

پدرم از تو ممنونم که در سختی ها و مشکلاتم مانند کوه پشتم هستی و حمایتم میکنی، بابت اشتباهاتم سرزنشم نمی‌کنی و به جای آن به من فرصت جبران میدهی. پدر از تو معذرت می خواهم که بعضی وقت ها از همه ی ی چیز ایراد میگیرم و فکر می کنم مرا درک نمی کني و تو ایراد گرفتن های گاه و بی گاه مرا تحمل میکنی و خم به ابرو نمی آوری و بعد من متوجه می شوم که چقدر ناسپاس بوده ام.

دلم می خواست می شد کم تر کار کنی و بیش تر کنارمان باشی اما می دانم این کم تر خانه بودنت هم بخاطر ما است و برای ساختن زندگی راحت برای خانواده ست که مجبوری این طور کار کنی. تو بهترین پدر دنیا هستی این جمله را هر روز به تو میگویم. تو که تمام زندگی ات را وقف ما کردی و از هیچ تلاشی برای خوشی ما دریغ نکردی و تمام مشکلات را به دوش کشیدی تا ما راحت باشیم.

برای دیدن کل مطلب کلیک کنید

منبع مطلب : www.talab.org

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب